فرهنگ نامه ی خواف
بشـنو از خـواف از کـویـرو از دیـار مـانـدگار........... پرورانده او به دامــن صـــد هــزاران یـادگــار
قالب وبلاگ .....با نام اوکز او همه هستی فراهم..... از اوتلاش وجنبش ذرات عالم.....رب جبال وصخره ها تا قله قاف.....رب خراسان وکویر تشنه خواف .....از خواف گفتم دردی اندر سینه افتاد..... دردی به دل از ماتمی دیرینه افتاد.....هر سال با این دردها درخواف دیدار ..... هرشب زدرد خواف تاشبگیر بیدار..... ***‌برگي ازكتاب : از خواف تا ابيانه ...اثر ماندگار زنده ياد مجتبي كاشاني***
لینک دوستان

بدیع از دیدگاه زیبایی شناسی

   فنون یا صناعات ادبی، بخشی از شیوه‌های زیبایی آفرینی سخن هستند، یعنی بخشی از شگردهایی که زبان را به شعر تبدیل می‌کنند یا به گفتة ساختگرایان، در زبان نظام جدیدی به وجود می‌آورند و سبب آشنایی و غرابت آن می‌گردند.


 

دکتر تقی وحیدیان کامیار

          دکتر هادی اکبرزاده

اوّلین کتاب در صناعات ادبی را عبدالله بن معتز در سال 274هـ . ق به نام «البدیع» در 17 صنعت نوشت. سپس عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471 هـ . ق) در کتابهای «دلایل الاعجاز» و «اسرار البلاغه» دو بخش از فنون ادب را به دقّت بررسی کرد.

سکّاکی (متوفی626 هـ . ق) در کتاب «مفتاح العلوم» این دو بخش را علم معانی و بیان نامید و در پایان علم بیان، مشهورترین فنون باقیمانده را که معتقد بود جنبة تحسین و تزیین دارند، آورد.

تا روزگار سکاکی منظور از کلمة «بدیع» تمام زیباییهای لفظی و معنوی بوده و کلمة «بدیع» را در مفهوم بلاغت و نقد علمی به کار می‌برده‌اند بدون اینکه تقسیمات امروزی را در نظر داشته باشند.

سکّاکی نخستین کسی است که میان علوم بلاغی تفاوت قائل شد وحدّ و مرز علوم سه‌گانة معانی، بیان و بدیع را مشخّص ساخت. مباحث علم «بیان» را برتشبیه، استعاره، مجاز و کنایه منحصر کرد و در علم «معانی» از مباحث جمله و آنچه که به جمله ارتباط پیدا می‌کند بحث کرد. وی از انواع فنون بدیعی تحت اسم «محسّنات» سخن گفت و آنها را به محسّنات لفظی و معنوی منقسم ساخت.

 بعدها خطیب قزوینی(متوفی739 هـ . ق)، آنچه را که سکّاکی محسّنات گفته بود علم بدیع نامید و به عبارتی دیگر نام «بدیع» که ابن معتز آن را برای کلّ صناعات به کار برده بود، منحصر به این فنون باقی مانده شد.

خطیب قزوینی سه بخش فنون ادب (معانی، بیان و بدیع) را چنین تعریف کرد:

- علم معانی: دانش شناختن احوال لفظ است از جهت مطابقت با مقتضای حال.

- علم بیان: دانش ایراد معنی واحد به شیوه‌های مختلف است که از نظر وضوح و خفی با هم تفاوت دارند.   

- علم بدیع: دانش شناختن راههای زیبا ساختن سخن است پس از رعایت آن با مقتضای حال و وضوح دلالت، یعنی نخست، سخن باید از نظر علم معانی وبیان درست باشد و آنگاه به زیبا ساختن آن از نظر صناعات بدیعی پرداخته شود.

تفتازانی نیز در مطوّل همان تعریف‌های خطیب قزوینی را آورده و تأکید کرده که صناعات بدیعی در صورتی مفید هستند که در کلام ابتدا رعایت معانی و بیان شده باشد و الّا صناعات بدیعی همانند مرواریدهایی هستند که بر گردن خوک آویزند. و در بحث علم بیان می‌گوید که علم بیان جزو بلاغت است بر خلاف بدیع که از توابع آن است.

حاج خلیفه هم در مورد بدیع می‌‌گوید: « فایدة علم بدیع، زیبایی بخشیدن به سخن است تا بی‌درنگ وارد گوش شود و بی‌زحمت در دل نشیند امّا مقصود از وضع و تدوین این علم این است که اگرچه گوهر اصلی سخن در گرو زیبایی ذاتی آن است یعنی رعایت اصول علم معانی و بیان، امّا زیبایی عرضی نیز می‌تواند مورد توجّه باشد و سودمند افتد زیرا که زیبارویان اگر از زیور ظاهری نهی شوند چه بسا برخی کوته بینان از دریافت حسن اصلی و زیبایی جبلی باز مانند و از زیباییها بهره نبرند.»(1)

چنانکه دیدیم از زمان سکّاکی که صناعات بدیعی را صرفاَ برای تحسین کلام معرفی کرد و بعد از او خطیب قزوینی که این صناعات بدیعی را در حدِّ آرایش کلام و فرع بر معانی و بیان به حساب آورد، علمای بلاغت نه تنها این نظرات را پذیرفتند بلکه با دید منفی‌تر به بدیع نگریستند و همان نظرات را دیگر نویسندگان کتب بدیع تا روزگار ما تکرار نمودند. امّا حقیقت آن است که علمای بلاغت از قدیم تا امروز نه تنها به تحلیل و بررسی دقیق فنون بدیعی نپرداخته‌اند بلکه نظر آنها دربارة این فنون صرفاَ سطحی است و از نگرش عمیق و ژرف در تحقیقاتشان خبری نیست. علمای بلاغت در شعر و ادب زیباییهایی می‌دیده‌اند امّا گاه در تشخیص و کشف عامل اصلی آن دچار اشتباه شده‌اند و در مواردی نیز فقط به ظاهر توجّه داشته‌اند. و اگر چه کتابهای بدیعی بسیاری نوشته شده ولی کمتر کسی عملاَ به این مقوله پرداخته است.

کتابی که اخیراَ با نوعی نگاه جدید و زیباشناختی به این مقوله پرداخته است و شاهد چاپ دوم آن هستیم کتاب ارزشمند «بدیع از دیدگاه زیباشناسی» اثر دکتر تقی وحیدیان کامیار است که در یک پیش گفتار و هشت فصل در زمستان سال 1383 در 180 صفحه برای دانشجویان رشتة زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس بدیع تنظیم و تدوین و از سوی انتشارات سمت در 1500 نسخه چاپ و منتشر شده است.

مؤلف در این کتاب به جای استفاده از «صنایع» و «آرایه‌های بدیعی»، اصطلاح «ترفندهای بدیعی» را به کار برده و می‌گوید:

« بعضی از کتابهای بدیع، «آرایه‌ بدیعی» را بجای صنعت به کار برده‌اند که بهتر از «صنعت» است امّا «آرایه» حاکی از دید غلطی است که بدیع را علم آرایش کلام می‌داند، لذا اصطلاح «ترفند بدیعی» مناسب‌تر از «آرایة بدیعی» می‌نماید.» (2)

این کتاب، نخستین کتابی است که تا به حال بر پایة اصول زیباشناختی تدوین یافته است. شعر، آفرینش زیبایی با زبان است یا به عبارت دیگر زیبایی است که زبان را به درجة شعر تعالی می‌بخشد پس اصل و جوهر شعر، زیبایی است و هنر همة ترفندهای شاعرانه( آرایه‌های بدیعی) آن است که زبان را زیبایی بخشند. به همین دلیل همة بحث‌ها و تقسیم‌بندی‌های بدیع می‌باید بر پایة زیبایی باشد.

از آنجا که در کتاب‌های بدیع از گذشته تا امروز عوامل زیبایی آفرینی در ترفندهای بدیعی بررسی و تحلیل نشده‌اند لازم است به برخی از اشکالات آنها در تعاریف و تقسیم بندی ترفندهای بدیعی اشاره کنیم و نگاه نقادانه و ژرف مؤلف کتاب «بدیع از دیدگاه زیبایی شناسی» و «خلاف آمد عادت» او را تحسین کنیم:

- در کتب بدیع از گذشته تا حال رسم بر این بوده که فقط تعریفی سطحی و ظاهری از هر صنعت همراه با یک یا چند مثال که معمولاَ تکراری نیز هست، بیاورند، حال آنکه بر اساس این کتاب ترفندهای ادبی، زیبایی آفرین هستند و باید بر اساس اصول زیبایی شناسی بررسی و تعریف شوند نه بر پایة منطق خشک و بی روح.

اصولاَ همة علمای بلاغت به ترفندهای بدیعی‌ـ و حتّی بیانی‌ـ از دید علمی نگریسته‌اند نه زیباشناسانه، به همین خاطر آنچه در کتابهای بدیع گذشته تا امروز آمده نه تنها نقش و ارزش زیبایی آفرینی ترفندهای بدیعی را نشان نمی‌دهد بلکه تعریف‌ها و مطالب سطحی و بسا ناراست و نادرست است. علمای بلاغت در اشعار شاعران، ابیات زیبایی دیده‌اند امّا به راز و زیبایی آنها پی نبرده‌اند و شاید هم در اندیشة این کار نبوده‌اند لذا در تعریف‌های خود فقط به ظاهر پرداخته‌اند.

در روزگار ما گرچه دو تن از مؤلفان کتابهای بدیع به ضرورت بررسی صناعات از دید زیبایی شناسی اشاره کرده‌اند امّا نه تنها شالودة کار و تقسیم بندیهای ترفندهای بدیعی این کتابها بر اساس اصول زیبایی شناسی نیست بلکه حتّی در یکی از دو کتاب که نامش «زیباشناسی سخن پارسی» است جز به ندرت سخن از راز ترفندها نرفته است مثلاَ دربارة زیبایی هیچ یک از صناعات لفظی سجع، جناس، اشتقاق، ردّالصدر الی العجز، ردالعجز الی الصدر، عکس، تکرار، ذوقافیتین، اعنات، ذوبحرین و غیره سخنی گفته نشده است و تنها استثنا ردالمطلع است. در صناعات معنوی نیز وضع چنین است مثلاَ دربارة شناساندن و بازنمودن زیباییها و علل آن در صناعاتی مانند تنسیق الصفات، سیاقة الاعداد، تسهیم، متتابع، التفات، مراعات النظیر، تضاد، ارسال المثل، جمع، تفریق، تقسیم... لف و نشر، ایهام و ... بحثی نشده و تنها به زیبایی تجاهل العارف و تلمیح اشاره گردیده است. در کتاب « نگاهی تازه به بدیع» نیز جز به ندرت سخن از زیبایی نرفته. در این کتاب ترفندها به روش جدیدی طبقه بندی گردیده است امّا این دیدگاه از نوع  زیبایی شناسانه نیست، حال آنکه باید این تقسیم بندی‌ها و تعاریف بر مبنای زیبایی شناسی باشد و در صورتی این طبقه بندی‌ها ارزش دارد که بر پایة اصول زیباشناختی استوار باشد. تنها فرق  طبقه بندی کتاب «نگاهی تازه به بدیع» با کار گذشتگان در این است که طبقه‌ها ریزتر شده است. البته بعضی از طبقه‌بندیها مبنای زیباشناختی نیز دارد ولی در این کتاب به این جنبه حتی اشاره هم نشده است. از طرفی تقسیم بندی در آن دقیق نیست مثلاَ دو روش سجع و روش جناس دو طبقة متمایز به حساب آمده حال آنکه در یک طبقه قرار دارند زیرا هر دو بر اصل تکرار تام یا ناقص استوار هستند. غلو و مبالغه نیز جزو روش تشبیه نیستند و دیگر اشکالات.

- نکتة دیگر اینکه چون در ترفندها بررسی لازم صورت نگرفته لذا بعضی چیزها مانند «اطّراد» (ذکر نام ممدوح‌ـ یا کسی‌ـ و پدران او به ترتیب) که اصلاً آرایه (ترفند) نیست در طبقه‌بندی منظور گردیده است.

- مسئلة بسیار مهمی که علمای بدیع نیز به آن نپرداخته‌اند، تحلیل و بررسی ترفندهای بدیعی و زیبایی آفرینی هر یک از آنها و همچنین میزان کاربرد آنها در اشعار است.

- در هیچ یک از کتابهای بدیعی در بارة ضرورت نو بودن ترفندهای بدیعی سخن نرفته است حال آنکه این ترفندها همانند ترفندهای بیانی در صورتی ارزشمند هستند که بدیع و آفریدة ذهن خلّاق شاعر باشند نه تقلیدی و تکراری.

- اهمیّت ترفندهای بدیعی در گذشته و امروز بررسی نگردیده، در صورتی که بسیاری از ترفندها در شعر و ادب امروز مگر به تصادف، دیده نمی‌شود؛ در حالی که در ادب گذشته بسیار به کار می‌رفته، حقیقت آن است که شاعران کلاسیک با حفظ اشعار شاعران پیش از خود و با تمرین و ممارست در بکاربردن این گونه ترفندها مهارت می‌یافته‌اند و این ترفندها در شعرشان شکل می‌گرفته، حال آنکه ترفندهای کم ارزش در شعر امروز اعتباری ندارد و هرگز شاعران در اندیشة بهره‌گیری از این ترفندها نیستند.

باید گفت آنچه را که علمای بدیع صناعات بدیعی دانسته‌اند همه از یک مقوله و دارای ارزش یکسان نیستند، بلکه برخی زیبایی‌‌آفرین و مهم هستند و برخی کم اهمیّت هستند و بعضی بی‌اهمیّت و فاقد زیبایی و به طور کلی صناعات بدیعی را می‌توان به شش مقوله زیر تقسیم کرد:

1- صناعاتی که به کار گرفتن آنها در ساختن نظم (نه شعر) بسیار دشوار و شگفت انگیز است و به کار بردن آنها جز با تعمّد و تفکلّف میسّر نیست و صناعاتی فاقد زیبایی هستند: مانند ساختن نظمی که حروف آن بی‌نقطه باشند.

2- صناعاتی که گر چه زیبایی دارند امّا بر خلاف دیگر آرایه‌ها و ترفندهای شعری جنبة بصری دارند و حال آنکه شعر در وهلة اول هنری سمعی است، به عبارت دیگر این گونه صناعات بیشتر از مقولة هنرهای بصری همانند نقاشی، تذهیب، منبّت‌کاری، قلمزنی هستند. از طرفی به کار بردن این گونه صناعات با تعمّد و قصد و طرح قبلی همراه است و حال آنکه شعر ناب ثمرة الهام و مکاشفه است نه تعمّد و طرح قبلی. این گونه نظم بیشتر جنبة تفنّن داشته و کاربرد آن نیز اندک بوده است و در اشعار شاعران بزرگ دیده نمی‌شود. این نوع آرایه‌ها موشح نام داشته و نوعی از آن شعر مشجّر است که به شکل درخت نظم می‌یافته و نوعی دیگر شعر مطیّر که به صورت پرنده بوده.

3- صناعاتی که گر چه علمای بدیع آنها را صنعت نامیده‌اند. امّا واقعیّت آن است که آرایه نیستند و هیچگونه زیبایی ندارند. مانند صنعت «اطّراد» که پیشتر ذکر شد. (3)

4- صناعاتی که زیبایی آنها جنبة آرایشی دارد، یعنی بودن آنها به زیبایی شعر می‌افزاید امّا به تنهایی به کلام، شعریّت نمی‌تواند بدهند مانند مراعات نظیر.

5- صناعاتی که موسیقیایی هستند مانند سجع، ذو قافیتین، جناس، توزیع حروف و غیره. این صناعات نه تنها جنبة آرایش ندارند بلکه بر مبنای موسیقی هستند که یکی از دو عامل شعریّت شعر است. چنانچه گفته‌اند: «راههای شناخته شدة تمایز زبان یا رستاخیز کلمه‌ها را می‌توان به دو قسمت تقسیم کرد:گروه موسیقیایی، گروه زبانشناسیک.» (4)

6- صناعاتی که از مقولة صور خیال هستند یعنی آنها می‌توانند در تجسّم بخشیدن عواطف سرشار شاعران به طور طبیعی و به دور از تعمّد نقش مهمی داشته باشند.

لازم به ذکر است که در این کتاب همة ترفندهای ادبی بر اساس شش عامل زیبایی آفرین زیر تقسیم بندی و تنظیم گردیده است:

1- تکرار

2- تناسب

3- غیر منتظره بودن

4- بزرگ نمایی

5- چند بعدی بودن

6- استدلال

فصل هفتم کتاب در مورد ترفندهای است که جنبة دیداری دارند و در فصل هشتم ترفندهایی آمده است که زیبایی اصلی آنها مرهون عوامل دیگری است.

 

اینک تشریح هر یک از فصول هشت‌گانه کتاب:

1-  فصل اول، تکرار:

ترفندهایی که در این فصل آمده بر اساس عامل زیبایی آفرین تکرار هستند و مؤلف تکرار را به دو بخش: الف) تکرار طبیعی و  ب) تکرار موسیقیایی تقسیم نموده است.

در بخش تکرار موسیقیایی آمده است: «بعضی موسیقی در کلام را زاییدة تکرار هجای کلمه یا جمله می‌دانند و به عبارت دیگر کل موسیقی شعر را مرهون تکرار می‌دانند. مؤلّف تکرار موسیقیایی را بر دو گونة آزاد و منظم تقسیم می‌کند که تکرار آزاد را تابع نظمی نمی‌داند و ترفندهایی مانند تکرار حرف (واج)، انواع جناس، اشتقاق و شبه اشتقاق را در این قسمت بررسی و تحلیل می‌کند مثلاً در مورد زیبایی‌های جناس می‌آورد: زیباییهای جناس و جنبة هنری آن ناشی از چند چیز است:

1-      تداعی معانی، دریافت همگونی میان دو واژه، موسیقی گوش نوازی ایجاد می‌کند.

2-   کشف ابهام شگفت انگیز میان دو واژة متجانس که در عین یکی بودن متفاوت هستند؛ یعنی وحدت لفظی و تفاوت معنایی (کثرت در عین وحدت) شادی‌آور است.

3-      غرابت واژه‌های متجانس، ناشی از وجود وحدت در عین کثرت، سبب برجستگی لفظی و حتّی معنایی آنها می‌شود.

ترفندهای اعنات، تکرار منظم حروف، ردالقافیه، ذو قافیتین، سجع، مزدوج، رد المطلع، رد الصدر، رد العجز، تشابه الاطراف، عکس لفظی، موازنه، تکرار نحوی و ترصیع، نیز بر پایة تکرار منظم هستند. در همین بخش «تکرار نحوی» یکی از ترفندهایی است که علمای بدیع تا به حال به آن توجّه نداشته‌اند و حال آنکه برجسته و زیباست و در ادب غرب نیز جزو ترفندهای ادبی است:

نهاد

متمم

مضاف الیه

صفت

صفت

دانا

 

 

و نادان

چو طبلة

 

 

چو طبل

عطار(است)

 

 

غازی

 

 

خاموش

 

 

 

بلند آواز

 

 

 

و هنر نمای

 

 

و میان تهی

(سعدی)

 

که چون ویژگی‌های نحوی بخش یا مصرع دوم، اولی را تداعی می‌کند ذهن از این دریافت لذّت می‌برد. تکرار نحوی نوعی قرینه‌سازی نحوی است و مانند هر قرینه‌سازی دیگر زیباست و علاوه بر این، این تکرار با تأکیدی همراه است.

2- فصل دوم، تناسب:

تناسب نیز یکی از عوامل زیبایی‌آفرینی است، ابوریحان بیرونی معتقد است که «نفس آدمی به هر چیزیکه در آن تناسبی وجود داشته باشد میل می‌کند و از آنچه بی‌نظام است روی‌گردان است و مشمئز.» (5)حتّی بعضی از دانشمندان اساس زیبایی را هماهنگی و تناسب می‌دانند. تناسب یعنی ایجاد یا دریافت نظم و رابطه میان پدیده‌ها و از آنجا که حس کنجکاوی انسان را ارضا می‌کند شادی‌‌آور و زیباست.

از طرفی در تناسب وحدتی میان اجزای پراکنده ایجاد یا دریافت می‌شود. و به عبارت دیگر تناسب، کثرت و تفرّق را به وحدت می‌رساند. و به گفتة دکتر خانلری: «هر نوع تناسب و قرینه‌سازی میان اجزای پراکنده، وحدتی پدید می‌آورد که ادراک مجموع اجزاء را سریع و آسان‌تر می‌کند و همین نکته سبب احساس آسایش و لذّت می‌شود.» (6)

مؤلف در این فصل به بررسی هر یک از ترفندهای بدیعی مراعات نظیر، تضاد، مقابله، جمع، تفریق، لف و نشر، تلمیح، ارصاد، براعت استهلال، توشیح، حشو، حسن تخلّص که در آنها تناسب و هماهنگی اساس زیبایی است پرداخته و از زیبایی‌های هر یک از این ترفندها سخن گفته است.

3- فصل سوم، غیر منتظره بودن و غافلگیری:

فرمالیستها بر این باورند که زبان در صورتی ارزش ادبی پیدا می‌کند که آشنایی زدایی شده و دارای غرابت باشد زیرا زبان خبر، زبانی است تکراری، عادی، آشنا و فرسوده که فقط وسیله‌ای است برای برقرای ارتباط و خبر رسانی و چون برانگیزندة توجّه نیست به کار شعر و ادب نمی‌آید. اصولاً هنر همة شگردهای شاعرانه در آن است که به زبان غرابت بدهند و آن را آشنایی زدایی کنند، از این رو است که ترفندهای ادبی که بر مبنای غافلگیری استوار هستند بیش از همه به زبان، غرابت می‌بخشند. در مورد اهمیّت غافلگیری و خلاف انتظار بودن کلام همین بس که در داستان کوتاه، غافلگیری عامل اساسی است، زیرا تمام جاذبه داستان در این است که قابل پیش بینی نباشد و بر خلاف انتظار و غافلگیر کننده باشد.

نویسندة کتاب، ترفندهای بدیعی متناقض نما، تهکم، استثنای منقطع، ذم شبیه به مدح، مدح شبیه به ذم، استدراک، استبتاع، اسلوب حکیم، عکس معنا، عکس مجازی، التفات، تجرید، را بر اصل غافلگیری و غیر منتظره بودن استوار دانسته است و زیبایی‌های هر یک از آنها را با تیز بینی و نکته سنجی بیان کرده است.

4- فصل چهارم، بزرگ نمایی

بزرگ نمایی در صور خیال سبب برجستگی و قدرت تأثیر کلام می‌شود و به هر میزان که باشد دروغ نیست بلکه شگردی است برای تأثیر بخشیدن. مؤلّف کتاب، در این فصل، ترفندهای بدیعی مبالغه، اغراق، غلو، تجاهل العارف، صنعت شاعرانه تنسیق الصفات، مقایسه‌ (سنجش) را مبتنی بر اصل زیبایی آفرینی بزرگ نمایی دانسته است و زیبایی‌ها هر یک از آنها را بررسی و تحلیل نموده است.

5- فصل پنجم، دو یا چند بعدی بودن:

ترفندهای دو یا چند بعدی، ترفندهای  یا معنایی و یا وزنی (ذو‌ بحرین)هستند.

دو یا چند معنایی خود دو گونه دارد: 1- از کلام دو معنای متفاوت بر می‌آید و این شامل ترفندهای ابهام، محتمل الضدّین و استخدام است. 2- سخن یک معنی بیشتر ندارد امّا یکی از واژه‌ها علاوه بر معنای عادی خود معنای دیگری هم به ذهن متبادر می‌کند بی‌آنکه کل کلام دو معنایی باشد، مانند ایهام تناسب و ایهام تضاد.

6- فصل ششم، استدلال

مؤلّف با بیان این نکته که استدلال منطقی زمانی می‌تواند زیبا باشد که جنبة عاطفی داشته و بدیع باشد، ترفندهای حسن تعلیل، مذهب کلامی، ارسال المثل و مذهب فقهی (یا تشبیه تمثیل) را با توجّه به زیبایی‌های هر یک بررسی کرده است.

7- فصل هفتم: ترفندهای دیداری

ترفند تصویر یا موشح، شعر هندسی، شعر تجسمی و فرا هنجاری نوشتار در این فصل مورد بحث قرار گرفته است این ترفندها مربوط به صورت نوشتاری است و با چشم رابطه دارد همانند نقاشی و پیکر تراشی.

4-      فصل هشتم:

در فصل آخر نیز ترفندهایی آمده است که زیبایی آنها وابسته به ترفندهای دیگر است. این شگردها در حقیقت زیبایی خود را مرهون ترفندهای بدیعی، بیانی و غیره هستند، و بدون آنها ترفندی شاعرانه نیستند که عبارتند از: حسن مطلع، حسن مقطع، سؤال و جواب، حشو ملیح، حسن تخلّص، حسن طلب. به عنوان مثال نویسنده در ترفند سؤال و جواب آورده است:

سؤال و جواب به خودی خود‌ـ بر خلاف نظر علمای بدیع ـ زیبایی ندارد مثل این پرسش و پاسخ: ـ گفتم: «دیروز کجا رفته بودی؟» گفت: «به کتابخانه» پرسش و پاسخ عادی حتی اگر موزون و مقفّی هم باشد باز زیبا نیست:

گفت خادم را که: در آخور برو / راست کن بهر بهیمه کاه و جو

گفت: «لاحول این چه افزون گفتن است / از قدیم این کارها کار من است (مولوی)

زیبایی سؤال و جواب مرهون عوامل دیگری از جمله اسلوب حکیم و گاه حسن تعلیل ، تشبیه، عکس معنایی، جناس، طنز و غیره است و در همة موارد پاسخ باید بدیع باشد و غیر منتظره و معمولاً رندانه. پس ترفند سؤال و جواب با زیبایی ترفندهای دیگر زیبا می‌شود. از طرفی چون به صورت پرسش و پاسخ است زیبائیش افزون‌تر است. (7)

به هر حال، از جمله روش‌هایی که اهل علم را به طور جدّی به خود واداشته است، پژوهش‌های میان رشته‌ای است؛ در کتاب حاضر، نگارنده با اشرافی که به مسائل زبانشناسیک دارد و غوری که سال‌ها در لابه لای متون برجای مانده از گذشته داشته است به شایستگی از عهدة هم آمیزی زیباشناسانه این مقوله برآمده است.

طرفه این که تمامی مثال‌های کتاب، بدیع بوده، تکراری نیست و از آوردن مثال‌های عربی نیز پرهیز شده است.

آمیختن مثال‌ها با اشعاری از شاعران نوپرداز معاصر گواهی بر یافتن ترفندهای امروزین در این کتاب است.   

نکته قابل اشارة دیگر دربارة کتاب مزبور این است که خوشبختانه در آن اغلاط مطبعی چاپ اوّل (انتشارات دوستان) دیده نمی‌شود.

ــــــــــــــــــــ

پاورقی:

1-  ر.ک. کشف الظنون، به نقل از کتاب ادبیّات و تعهّد در اسلام، نوشتة محمّد رضا حکیمی، تهران، 1358، ص 93.

2- بدیع از دیدگاه زیبایی شناسی، دکتر تقی وحیدیان کامیار، سمت، چاپ اوّل، زمستان 1383.ص 13. 

3-  نگاهی تازه به بدیع، دکتر سیروش شمیسا، تهران، انتشارات فردوس، 1368، ص119.

4- موسیقی شعر، دکتر محمّد رضا شفیعی کدکنی، تهران، انتشارات آگاه، 1368، چاپ دوم، ص17.

5- موسیقی شعر، همان، ص95.

6- وزن شعری فارسی، دکتر پرویز ناتل خانلری، تهران، صص6 و 5.

7- بدیع از دیدگاه زیبایی شناسی، همان، ص157. 

 

      

 

 

 

[ شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٧:۳٦ ‎ب.ظ ] [ محمدابراهیم سلمانی رودی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مطالبی که عزیزان در این وبلاگ می خوانند بطور کلی با موضوعاتی از قبیل: خواف(دیار ماندگار) - علمی - ادبی - فرهنگی و آموزشی و اسلامی می باشد. امید است عزیزان ما را از نظرات سازنده خود بی نصیب نگذارند. با تشکر نویسنده وبلاگ ارتباط با ما: ٍe_salman_1352@yahoo.com
موضوعات وب
 
امکانات وب

آپدیت nod32 آپدیت nod32 آپدیت نود ۳۲ آپدیت nod32 ابزاروبلاگ