آموزش و پرورش آرمانی در جامعه ی دانایی محور

 

آموزش و پرورش آرمانی در جامعه ی دانایی محور1

آموزش و پرورش آرمانی در جامعه ی دانایی محور

اشاره

 در جامعه ی دانایی محور، همه ی افراد، سازمان ها و اجتماعات همواره در حال یادگیری اند. از این رو، تصمیم سازان آموزشی باید بر اساس نیاز ها و امکان سنجی ها، برای تحقق اهداف یادگیری افراد در همه ی سطوح سیاست های مناسبی اتخاذ کنند. در جامعه ی دانایی محور، افراد از داننده های صرف اطلاعات به یادگیرنده های فعال تبدیل می شوند. در دنیای متحول امروزی، و با وجود فناوری اطلاعات همه ی افراد باید مهارت هایی در زمینه ی به کار گیری فناوری اطلاعات و علوم رایانه ای به دست آورند.

«هنگام بروز تحولات شگرف، یاد گیرند گان، وارثان آینده اند. افرادی که همواره در تکاپوی یادگیری اند، خود را برای زندگی در دنیایی که هنوز آفریده نشده، مجهز می یابند.»                                                                        (اچ. جی. ولز)

یادگیری، پویایی و حرکت اساسی انسان در آموزش و پرورش آرمانی

همه ی ما با عبارت «بحران آموزشی» در سخنرانی ها، مجلات، کتاب ها و... مواجه می شویم. اما ریشه ی اصلی بحران در خود آموزش و پرورش نیست، بلکه در یادگیری است. یادگیری چه نقشی در تجربیات فردی، رشد خانوادگی و توسعه ی اجتماعی هر یک از ما دارد؟ در واقع، آموزش و پرورش باید به افراد چگونه یاد گرفتن را در دنیای کنونی یاد دهد. چنانچه افراد جامعه ای احساس کنند پیوسته در حال یادگیری هستند، می توان به سعادت و کامیابی افراد آن جامعه امیدوار بود.

یادگیری حرکت و پویایی اساسی انسان هاست. چرا ما درک محدودی از یادگیری داریم؟ چرا باور نداریم که همیشه و در همه حال باید در حال یادگیری باشیم؟ دنیای کنونی ما چه شباهتی با دنیای 20 سال گذشته دارد؟ فرزندان ما چه چیز هایی باید بیاموزند؟ دانش و سواد عمومی ای که باید احراز کنند تا بتوانند ظرفیت های یادگیری را افزایش دهند کدام است؟ ظرفیت یادگیری ای که نیاز دارند چقدر است؟ مدیران اقتصادی و صنعتی به چه کارمندانی نیاز دارند؟ به افرادی که بتوانند یاد بگیرند. در دنیای امروزی که پیوسته در حال تغییر است، تحولات آینده کمتر قابل پیش بینی و مدیریت هستند. از این رو، وجود افرادی که بتوانند مهارت شغلی خود را یاد بگیرند و همگام با تحولات تغییر کنند، ضروری به نظر می رسد.

آموزش و پرورش آرمانی در جامعه ی دانایی محور

ذهن افزار و یادگیری خلّاقانه

همگرایی بین فناوری، فرهنگ و محیط منجر به آفرینش موقعیت هایی می شود که فوریت صنعتی نو به نام صنعت ذهن افزار را با هدف توسعه ی خدمات و محصولاتی نو، برای افزایش امکان بالقوه ی یادگیری ذهن انسان ایجاب می کند.

از پژوهش های بین المللی مربوط به نو آوری و فناوری، چنین بر می آید که توسعه ی پایدار مبتنی بر دانایی محوری، به توانایی های یک یک ما انسان ها، سازمان ها و جامعه، در یادگیری سریع و اثر بخش و به کار بستن آن یادگیری ها متناسب با موقعیت موجود، بستگی دارد. همچنین، برای مواجهه با چالش های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در فرهنگ و اقتصاد جهانی نیازمند نو آوری های اساسی در یادگیری هستیم.

 

 طراحی و سازمان دهی یادگیری از طریق چرخه ی زندگی در مدارس، سازمان ها و اجتماعات، موضوعی در مقیاس تحول انتقالی است؛ همچنان که در دهه های گذشته نیز از این دست انتقالات در جامعه ی آموزشی داشته ایم. برای پشتیبانی از این انتقال، ما به بخش جدید صنعتیِ ذهن افزار، به منظور تولید محصولات و خدماتی که، به طور معنا داری، فهم ما را از فکر بشر و امکان بالقوه ی یادگیری فردی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسعه می دهد، نیاز داریم. ذهن افزار پنج حوزه ی فرهنگ، یادگیری، فناوری، ذهن و سازمان را در بر می گیرد. اقتصاد جهانی قرن 21 با دانش و یادگیری و نو آوری در سازمان های اجتماعی، فعالیت های اقتصادی و بخش های علمی و فرهنگی احاطه و رمز نگاری شده است.

با افزایش وابستگی های جدید اقتصادی و زیستی، به یک معماری جدید یادگیری نیاز داریم. به این ترتیب خواهیم توانست منافع بسیاری از شاهراه های اطلاعاتی جدید را که با ابزار های چند رسانه ای تعاملی و سرویس های رایانه های شخصی گسترده شده اند، به دست آوریم.

 

سواد اطلاعاتی

آموزش و پرورش آرمانی در جامعه ی دانایی محور

سواد اطلاعاتی را می توان به منزله ی توان دانش آموزان و معلمان برای کاربرد اثر بخش فناوری های اطلاعاتی به منظور یافتن، گزینش و کاربرد اطلاعات برای خلق و آفرینش دانش و بصیرت جدید از طریق این موارد تعیین کرد:

- کاربرد خدمات رایانه ای با هدف جست و جو و یافتن اطلاعات مرتبط در حوزه ی یادگیری های معطوف به هدف؛

- توان بازیابی اطلاعات با استفاده از رسانه ها و ابزار های گوناگون؛

- توان رمز گشایی اطلاعات به شکل های گوناگون متنی، گرافیکی و آماری؛

- ارزیابی انتقادی اطلاعات، شامل کاربرد تفکر سیستمی به منظور توسعه ی ارتباط زمینه های گوناگون دانش؛

- کاربرد های رایانه برای تجزیه و تحلیل، نگارش، ارائه و ارتباط اطلاعات برای خلق دانش و بصیرت جدید؛

- کاربرد فناوری اطلاعات برای آفرینش و نو آوری؛

- کاربرد شبکه های یادگیری مشارکتی در اشاعه و به اشتراک گذاشتن دانش و اطلاعات.

 

دانش آموزان با به کار گیری فناوری اطلاعات و توسعه ی سواد اطلاعاتی به شهروندان مؤثری تبدیل خواهند شد. معلمان نیز در جامعه ی دانایی محور در نقش تسهیل گران یادگیری باید بتوانند مهارت های خود و دانش آموزان را با توسعه ی سواد اطلاعاتی، ارتقا بخشند.

با تشکر  نظر بدینمتفکر 

 

/ 1 نظر / 69 بازدید
پویان

سلام وبلاگ خوب و پر محتوایی داری با "تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه(قسمت اول)" بروزم خوشحال میشم حضور گرمتو در وبلاگم ببینم موفق باشی منتظر حضورت هستم