حاشیه نویسی و قدمت آن

                    در دوره­ی معاصر نیز پژوهشگران و محققان با نوشتن شرح و تعلیقات بر آثار کهن زبان فارسی به صورت کتاب یا مقاله، گزارشهای گوناگونی از آن متون به دست داده­اند. توضیح این مطلب لازم است که کالبد و روساخت متون مهم ادبی، مقدمه و وسیله­ی نخستین و بنیادین رسیدن به درونمایه و ژرف ساخت آن متون است. به همین خاطر، این جنبه از پژوهش­ها یعنی گزارش درست و دقیق ابیات و عبارات متون ادبی نباید مورد بی­توجهی و غفلت قرار گیرد. اهمیت و سودمندی چنین گزارشهایی زمانی آشکارتر و مشخص­تر می­گردد که با افسوس و اندوه بسیار بدانیم هنوز شماری از دانشجویان دوره­های کارشناسی ارشد و دکترای زبان و ادبیات فارسی از خواندن و گزارش درست بعضی از لغات و ابیات و عبارات متون کهن ادبی ناتوانند.  

آنچه در این جستار بدان می­پردازیم یادداشت­های پراکنده­ای است که سالهای متمادی، نگارنده در حاشیه­ی بعضی این متون نوشته است و در واقع «حاشیه­ای است بر حاشیه­ی شارحان» که نکاتی را در لغزش آنان گوشزد می­نماید و ضرورت توجه به شرح و گزارش آثار ادبی و دقت در آن را خواستار است. امید است که خوانندگان، نکته­های انگشت نهاده و یاد کرده­ی ما را حمل بر بی­احترامی به ساحت آن گزارش­گران برزگ ندانند و نپندارند که آنچه در این مقاله آمده از سر هوی و هوس «خالِف تعرَف» است:

 

گرد کرد/ گِرد گَرد

- اختلاف نسخ و توضیح بیتی از شاهنامه:

در جلد اول نامه­ی باستان دکتر کزازی در پایان پادشاهی کیومرث  ابیات زیر آ مده است:

چو آمد مرا آن کینه را خواستار         سر آمد کیومرث را روزگار

برفت و جهان مردری ماند از اوی               نگر تا که را نزد او  آب روی؟

جهان فریبنده را گرد کرد                       ره سود بنمود و خود مایه خورد.

جهان سر به سر چون فسانه است و بس           نماند بد و نیک بر هیچ کس

که در توضیحات بیت سوم آن آمده: «کیومرث از جهان به شایستگی و بسیاری بهره برد و راه سود را به مردم نشان می­دهد امّا خود از مایه خورد. به بهای زندگانی خویش که سرمایه­ی او بود رسم و راه بهروزی و سودوری را به مردمان آموخت.» [1] 

 

 

·    تقریبا همه­­ی نسخ موجود این چهار بیت پایانی کیومرث را دارند ولی در مصرع اوّل بیت سوم (جهان فریبنده را گرد کرد)                       که این بحث بدان می­پردازد اختلاف نسخ، قرائت و معنا دیده می‌شود:

1-  در نسخه­ی فلورانس:

                              جهان فریبنده و کرد کرد               ره سوذ بنموذ و خوذ مایه خورد[2]

2- شاهنامه (بر اساس چاپ مسکو ) به کوشش سعید حمیدیان:

جهان فریبنده را گرد کرد                   ره سود بنمود و خود مایه خورد.

و در نسخه بدلها آورده: 7. فریبنده­ء؛ خ 1- آفریننده را (کذا)[3]

3- در متن انتقادی تحت نظر ی. ا. برتلس، مسکو، نیز بیت به همین صورت آمده است.[4] و همچنین در تصحیح محمد رمضانی.[5]

4- آقای جوینی نیز در شرح خود نسخه بدلها را آورده است: «مسکو، ج 1، ص 32 ، ب 71 »: جهان فریبنده را گرد کرد. -  نسخه­ی بریتانیا «ص 12، س 19 »: جهان فریبنده­ء کرد کرد.» پس نتیجه گرفته است که شاید « گَرد گَرد» است. گَرد گَرد (gard-gard)­_ یعنی گردان و همیشه در حال چرخیدن (واژه نامک)؛ و در معنی آن آورده است: «این جهان را ببین که چگونه راه سود و کامیابی را به تو می­نماید و پس از آن با فریبکاری و حیله­گری سرمایه را می­خورد و تو را تهی دست و زیان­کار می­کند.[6]

·        به گمان نگارنده ضبط فلورانس که به صورت «گرد گرد» است بر دیگر نسخ ترجیح دارد و درست‌تر می‌نماید که در پی به آن اشاره می­شود:

1-   فردوسی در بیت قبل از مصراع مورد بحث در مورد کیومرث آورده است که کیومرث از دنیا رفت و جهان از وی به میراث ماند به همین خاطر دیگر از کیومرث سخن نمی­گوید.

2-      ترکیب « گِرد گَرد» (gerd-gard)که به صورت ترکیب کلیشه‌ای بوده است و در بیتی دیگر از شاهنامه بکار رفته است:

                                       منیژه منم دخت افراسیاب                         برهنه ندیدی رخم آفتاب

                                      کنون دیده پر خون و دل پر ز درد               از این در بدان در، دوان، گِرد گَرد

و به صورت « گِرد گَردان» (gerd-gardan):

                  بدار و پوش و بیارای مهر                 نگه کن بدین گِرد گَردان سپهر                    

 علامه دهخدا نیز این ترکیب را بصورت «گِرد گَرد» (gerd-gard) آورده است و در شواهد نیز همین بیت فردوسی را به عنوان شاهد بصورت «جهان فریبنده­ی گرد گرد / ره سود بنمود و خود مایه خورد» آورده است و نیز ابیات زیر را به عنوان شاهد نقل نموده­اند:

چرا چون آسیای گرد گردی                 بیاکنده به آب و باد و گردی  (ویس ور امین)

و آن کز او روشنی پدید آید              روشن و گرد گرد دوّار است

/ 0 نظر / 26 بازدید